ارتباط بین فرهنگ بازار محوری و عملکرد بازرگانی

تعریف واژه ها و اصطلاحات پژوهش

نارور و اسلی تر در تعریف فرهنگ بازار محوری چنین اظهار می کنند : یک فرهنگ کسب و کار می باشد که در آن همه ی کارکنان به گونه مستمر  متعهد به آفرینش ارزش برتر برای مشتریان هستند . در تعریفی دیگر ؛بازار محوری به عنوان مجموعه ای از فعالیت ها و فرآیندهای وظیفه ای متقابل  و مستمر که کسب و کار  را به ایجاد رضایت خاطر در مشتریان از میان نیازهای ارزیابی شده هدایت می کند ،اظهار شده می باشد (Deshpande and Farly؛1997)گرایش به بازار و نیازهای مشتریان اولین ویژگی بازاریابی جدید می باشد . مدیران کامیان مدیرانی هستند گرچه تفاوت هایی در تعریف بازار محوری هست ،این مفهوم معمولا بر سه قسمت تمرکز دارد:

  • مشتری
  • رقبا
  • هماهنگی بین وظیفه ای

مشتری محوری بدین معنی می باشد که کانون توجه سازمان،نخست‌ به مشتری و ارضای نیازها و خواسته‌های او معطوف شده و بر اساس خواسته‌ها و نیازهای روز مشتریان،انعطاف داشته باشد در واژه مشتری محوری ، بازار به سمت مشتری گرایش و سمت و سو پیدا می کند که این سمت و سو براساس حدس و گمان از نیاز مشتری انجام می شود. در واقع بازاربه سنجش افکار، نظرات و به پیشنهادات خریدار توجه می کند . مشتری کارفرما می باشد و تولید کننده و ارایه دهنده خدمات موظف به تأمین نیاز مشتری می‌باشند.در مبحث مشتری و تعاملات با او بایستی به شناخت ادراکات مشتری پرداخت که اولاً کدام منافع از دیدگاه مشتری جذاب می باشد و ثانیاً هزینه‌ها و موانعی که مشتری با آن روبروست کدامند.

خدمات بایستی دائماً با نیاز مردم و مشتری تغییر یابد نه اینکه برای مدتی طولانی به یک صورت ادامه یابد( حسن شکوه مهدوی ؛  1389) نارورواسلی تردرسال۱۹۹۰مشتری محوری را به معنای درک مداوم وپیوسته نیازهای مشتریان هدف فعلی وبالقوه واستفاده ازآن دانش(دانش شناخت نیازهای مشتریان )درراستای ایجادارزش مشتری،معرفی کردند .ازسوی دیگرمشتری محوری به شرکت درساخت محصولاتی که موردتوجه ونیازمشتری می باشد،کمک خواهدکرد.

نارورواسلی تردرسال۱۹۹۰رقیب محوری  را به معنای درک مداوم قابلیت ها وراهبردهای رقبا ی عمده بالقوه وفعلی که نیازهای مشتریان هدف سازمان راتامین می کندواستفاده ازآن دانش(دانش شناخت رقبا)درراستای ایجادارزش برترمشتری می باشد  تعریف کردند. دیویس رقیب محوری را به عنوان شناسایی نقاط قوت وضعف،توانایی ها واستراتژی های رقبا،به نحوی که بتوان درمقابل فعالیت های آن هاواکنش نشان داد،تعریف کرده می باشد. مارتین گنسواگراواستبان معتقدندکه رقیب محوری تلاشی برای جمع آوری وانتشاراطلاعات درموردرقبای شرکت های بازارمحورمی باشد . هرشرکت،اعم از این که رهبربازارباشدیا برتری طلب یا تمرکزدهنده،بایدیک استراتژی رقیب محور اتخاذ نماید .

براساس نارورواسلی تر درسال۱۹۹۰هماهنگی بین وظیفه ای به معنای متناسب بودن همه ی وظایف سازمان وبهره برداری ازاطلاعات مشتری وبازاربه منظورخلق ارزش برای مشتری می باشد.همچنین تسی وهمکارانش هماهنگی بین وظیفه ای راانتشاراطلاعات مربوط به مشتریان ورقبا بین همه ی افرادوبخش های سازمان به منظورایجادبینش صحیح ازنیازهاوخواسته های مشتری وبرنامه ریزی جهت فایق آمدن دررقابت اظهار کردند.آنها هماهنگی بین وظیفه ای رادرچهارقسمت،همبستگی بین وظیفه ای درتدوین استراتژی،سهیم کردن دیگر واحدهای سازمان درمنابع،انتشار اطلاعات درمیان کلیه ی واحدها وهماهنگی کلیه واحدها درجهت خلق ارزش برای مشتری بیان نمود ه اند.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

اهداف پژوهش

1-4-1 هدف اصلی

تعیین ارتباط بین فرهنگ بازار محوری و عملکرد بازرگانی شرکت های صنایع تبدیلی استان گلستان.

1-4-2- اهداف فرعی

1-  تعیین ارتباط بین فرهنگ  بازار محوری و عملکرد مالی شرکت های صنایع تبدیلی استان گلستان.

2- تعیین ارتباط بین فرهنگ  بازار محوری و تسلط شرکت بر بازار شرکت های صنایع تبدیلی استان گلستان.

3- تعیین ارتباط بین فرهنگ بازار محوری و اثربخشی شرکت در بازار شرکت های صنایع تبدیلی استان گلستان.

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  ارتباط بین فرهنگ بازار محوری و عملکرد بازرگانی با فرمت ورد