رتبه بندی استراتژی مدیریت دانش با بهره گیری از رویکرد تلفیقی ANP و DEMATEL

مقدمه

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

دانش به عنوان یک منبع مهم مزیت رقابتی و ایجاد ارزش (King & Zeithalm, 2003)، عنصری ضروری برای توسعه شایستگی‌های کلیدی و به گونه کلی عاملی تعیین‌کننده برای شرکت‌ها با آمال جهانی شناخته شده می باشد. به علاوه، دانشی را که شرکت‌ها با آن آشنا می­شوند، منبعی پویا می باشد که نیازمند مدیریت دقیق می‌باشد. بدیهی می باشد، مادامی که سازمان‌ها در زمینه ارزیابی دارایی­های دانشی خود، پیمایشی انجام ندهند، مدیریت دانش، بهبود عملکرد و توسعه سازمانی را تصدیق نخواهد نمود (Longbottom & Chourides, 2009). جریانات اقتصادی به واسطه‌ی افزایش رقابت‌های تجاری، تمایلات سازمان‌ها، همگونی و تقارب محصولات و خدمات و توسعه وسیع تکنولوژی، تخصصی شده می باشد (, 1998 Davenport & Prusak). ریسک و عدم اطمینان ذاتی در چنین محیط پویایی، اهمیت مدیریت دانش سازمانی را افزایش داده می باشد. شواهد نظری و تجربی گوناگون، مدیریت دانش را به عنوان یک منبع کلیدی برای به دست آوردن مزیت رقابتی و در پی آن هدایت به سوی موفقیت سازمانی، به اثبات رسانیده می باشد. این فصل از پژوهش به اظهار مفاهیم اصلی و پیشینه پژوهش در ارتباط با مدیریت دانش مخصوصا مدلهای استراتژی مدیریت دانش خواهد پرداخت تا بدین وسیله بتوان در فصول آتی، با بهره گیری از این مفاهیم، روش پژوهش مناسب و شاخصهای اندازه­گیری مناسب را انتخاب نمود.

2-2- سازمان‌های یادگیرنده و دانشی

 

طی ١٠ سال گذشته، عوامل اقتصادی، اجتماعی و فناوری متعدد به گونه فزاینده­ای تشدید و موجب تغییر کلی محیط کار شده­اند. این تغییرات چنان سریع اتفاق افتاده و رقابت نیز چنان زیاد شده می باشد که سازمان‌های دایناسوری عظیم با مغزهای کوچک رشد یافته در قرن بیستم، نمی­توانند در دنیای جدید قرن بیست ویکم داوم بیاورند­. هریسون اون (1991) در کتاب خود با عنوان “ببرسواری: انجام کسب و کار در دنیای در حال تحول” می­نویسد: “زمانی وظیفه­ی اصلی کسب وکار، سودآوری و تولید محصول بود. اکنون وظیفه­ی اصلی کسب و کار تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده­ی اثربخش از تغییرات رخ داده می باشد (Owen, 1991). این به آن معنی نیست که سود و محصول، دیگر مهم نیست بلکه بدین معناست که بدون یادگیری مستمر دستیابی به آن‌ها ناممکن خواهد بود”. به گونه اختصار، تغییرات عوامل خارجی مستلزم انطباق یا انقراض سازمانی هستند و تنها شرکت‌هایی که بتوانند خود را به نیروی محرکه­ی هوشمندتر

و کارآمدتر در برابر تغییرات، تبدیل کنند، در هزاره­ی جدید موفق خواهند بود. همان گونه که یکی از پیشگامان سازمان‌های یادگیرنده به نام رجینالد ریوانز[1] (١٩٨2) تصریح می کند: “یادگیری در درون سازمان بایستی مساوی یا بیشتر از تغییر خارج از سازمان باشد، اگر این طور نباشد سازمان میمیرد” (Revans, 1982). در نتیجه، سازمان‌هایی که سریع­تر یاد می­گیرند،

[1]. Reginald Revans.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

–  شناسایی شاخصهای اثرگذار بر انتخاب استراتژی مدیریت دانش

2- ارائه مدل تلفیقی انتخاب استراتژی مدیریت دانش با رویکرد ANP و DEMATEL

3-  انتخاب استراتژی مدیریت دانش در شهرداری تهران با بهره گیری از رویکرد تلفیقی ANP و DEMATEL

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  رتبه بندی استراتژی مدیریت دانش با بهره گیری از رویکرد تلفیقی ANP و DEMATEL با فرمت ورد